السيد محمد حسين الطهراني
27
معاد شناسى (فارسى)
نمىبينيم كه با شما آمده باشند و با شما باشند ! بين شما و آنها جدائى افتاد و پنهان شد از شما آنچه را كه مىپنداشتيد ! » اين دو فقرهء اخير بسيار شگرف است كه چگونه در عالم ظهور حقيقت و تمثّل فرشتگان ، تمام اموال پشت سر مىافتد ، و ياران و ارحام و اقرباء و عشيره و رئيس و حاكم و مرؤوس و رعيّت ، همه و همه در آنجا گم ميشوند و مختصر اثرى از آنها نمىماند . انسان يك عُمر با موجودات دنيويّه عشقبازى كرد ، و حالا معلوم مىشود همه عروسك بوده و سراب بودهاند . يك عمر بهترين سرمايههاى وجودى خود را كه علم و حيات و قدرت او بود ، در راه عشقبازى با باطل و سراب و انسانهاى مقوّائى و تو خالى و عالم بى اعتبار صرف كرد . چقدر خوب اين معنى را ملّاى رومى بيان كرده است : گر به جهل آئيم آن زندانِ اوست * ور به علم آئيم آن ايوانِ اوست گر به خواب آئيم مستان وئيم * ور به بيدارى به دستان وئيم ور بگرئيم ابرِ پُر زَرق وئيم * ور بخنديم آن زمان برق وئيم ور به خشم و جنگْ عكسِ قهر اوست * ور به صلح و عُذرْ عكس مِهر اوست